جوک نامه
  
 جوک‌ ؛ لطیفه و خنده
 
خرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 24 خرداد ماه سال 1385
سلام

 

با عرض پوزش به علت تماشای جام جهانی وقت اپ کردن ندارم


 
شنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1385
جوکهای اردیبهشت

اینهم چندتا جوک کوتاه و دست اول برای اونهایی که میگن جوکها مثل داستان میمونه

۸۳۵- ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ، میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه.

 ۸۳۶- ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم.

۸۳۷- ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

۸۳۸- به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف.

۸۳۹-ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.

۸۴۰- تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ،  میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.

۸۴۱- ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه:  از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.

۸۴۲- اصفهانیه به پسرش میگه: برو از همسایه 2 تا نون بگیر بیار. پسره میره و بر میگرده و به باباش میگه: بابا همسایه نون نداشت. اصفهانیه میگه: اه اه اینا هم چقدر خسیسند خب برو 2 تا از تو یخچال بردار بیار.

۸۴۳- ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه.

۸۴۴- به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟

۸۴۵- روز قیامت بوده به مردها میگن: زن دلیل ها یه متر بیایند جلوتر همشون میایند جز یه نفر بهش میگن تو برای چی نیامدی؟ میگه: تا زنم دستور ندهد از جایم تکان نمیخورم.

۸۴۶- به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم.

۸۴۷- ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم.

۸۴۸- دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

۸۴۹- ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.

۸۵۰- ترکه را  می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی  درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه !    میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

۸۵۱-  ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.

۸۵۲- ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.

۸۵۳- به زنه میگن: چی شد این دفعه فقط 1 ساعت با تلفن حرف زدی تو که هیچ وقت کمتر از 3 ساعت صحبت نمیکردی؟ زنه میگه: آخه اشتباه گرفته بودم

۸۵۴- ترکه رفیقش آتش میگیره جو میگیردش از روش میپرد.

۸۵۵- ترکه نوار مداحی گوش میداده میزنه آخرش ببینه شام میدهند یا نه !؟!


 
پنجشنبه 31 فروردین ماه سال 1385
جوکهای فصل بهار

                                                            سلام به همگی شما

 

۸۲۰-قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: پاشو برو تو زمین، بازی شروع شده. میگه: من برانکاردم

 

۸۲۱-هیچ وقت شب جمعه دعا نکن، چون اینقدر پا روی آسمون هست که دستهای شما دیده نمیشه!

 

۸۲۲-ترکه میره آمپول بزنه، تا دکتر سوزن رو میزنه، پا میشه داد میزنه: حیوون، مگه کوری، سوراخ به این گندگی، چرا میزنی بغلش؟

 

۸۲۳-یه دانمارکیه کاریکاتوره کون رو بدون سوراخ می کشه
تو قزوین دستگیرش می کنن به سه جرم
1-تشویش اذهان عمومی
2- نشر اکاذیب
3- توهین به مقدسات

 

۸۲۴-یک صاب رستوران با یکی از مشتریا بدجور لج بوده (حالامعلوم نیست یارو چه بلائی سرش اورده بوده ) خلاصه توی غذاش به جای مرغ چند تا کون مرغ ردیف میکنه تا حسابی حالشو بگیره خلاصه یارو وقتی کونهارو تو غذاش میبینه شاکی میشه ولی روش نمیشه به یارو صاب رستورانه بگه یک چندبار این دست اوندست میکنه بالاخره خودشو میزنه به پرروئی به یارو بغل دستیش که از قضا داشته مرغ میخورده میگه آقا شرمنده ها ... یک کون بدم یک رون میدی ؟؟؟

 

۸۲۵-اگه گفتین چرا سوراخ عقب دخترا پرده نداره ولی سوراخ جلو داره

 

چون خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

 

۸۲۶-سه تا اسپرم با هم بحث می کردن
اولی: من می خوام پسر بشم
دومی: من می خوام دختر بشم
سومی: دعوا نکنین توی کونیم

 

۸۲۷-رشتیه کتاب مینویسه تموم که میشه صفحه اولش می نویسه:تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود!

 

۸۲۸-به رشتیه میگن توو خونه ت مرد سالاریه یا زن سالاری؟میگه: هیچکدوم .... مردمسالاریه!!

 

۸۲۹-به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - هفتاد تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره!!

 

۸۳۰-جراید: کتاب فارسی مدارس بومی می‌شود...
مشهد: آن مرد با شمع آمد،
اصفهان: آن مرد پول دارد،
آبادان: آن مرد آن شب با عینک ریبن آمد،
شیراز: آن مرد حال نداشت و نیامد،
سنندج: آن مرد سبیل دارد،
زاهدان: آن مرد را کشتند،
اردبیل: آن مرد بار بُرد،
قزوین: آن مرد با یک بچه آمد،
رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

 

 

۸۳۱- ترکه زنگ می زنه آژانس انرژی هسته ای ، میگه الو ، آژنس انرژی هسته ای ؟ یارو میگه بله . می گه آقای البرادعی؟ یارو میگه بله . ترکه می گه : دکتر البرادعی ؟ یارو میگه : بله . ترکه می گه غلط کردی تو اگه دکتر بودی تو آژانس چی کار می کردی

 

 

۸۳۲-ترکه میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه!!

 

۸۳۳-ترکه با جکی‌جان دعواش میشه، جکی‌جان فیگور میگیره میگه: «پنجه عقاب»، ترکه کیرشو در میاره ‏میگه: «کیر خر»!‏

 

۸۳۴-معلمه از دختره شاگردش می پرسه پریود تو زندگی چقدر مهمه?
شاگرد : خیلی مهمه
معلم : چرا ؟
شاگرد آخه یه روز خواهرم به مامانم گفت پریودم عقب افتاده بعد مامنم غش کرد پدرم سکته کرد نوید فرار کرد

 

 


 
چهارشنبه 2 فروردین ماه سال 1385
جوکهای نوروزی

سلام

سال نو بر شما مبارک

برای آغاز سال نو چند جوک کوتاه  تقدیم شما عزیزان:

۸۰۰- شهرداری قزوین تو پارکاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچینید 

۸۰۱- شهردار تبریز اعلام کرد که میخواد مسیر تهران- تبریز و برعکس رو آسفالت کنه.؟؟

 

۸۰۳- اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت:
- همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه که می‌خورن به شیشه نگاه می‌کنن ببینن تا کجاش رفته
- جلوی در وامیستن و به جای اینکه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟
- بستنی لیوانی که می‌خورن حتما درش رو می‌لیسن

۸۰۴- عید مبعث مبارک باد ( انجمن رویت ماه اردبیل)

۸۰۵- یه مرده تو رستوران غذاش و می زاره روی میز و می ره دستشویی برای اینکه کسی به غذاش دست نزنه یه یادداشت می زاره کنارش که کسی به غذای من دست نزنه زیرش هم امضا می کنه قهرمان بوکس. بعد میاد می بینه غذاش نیست و جاش یه یادداشته که نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

۸۰۶- ترکه از بم برمیگشته بهش میگن تو حادثه غم انگیز دیدی ؟ ترکه میگه حادثه غم انگیز که خیلی زیاد بود ولی یکیش از همه بیشتر غم انگیز بود .وقتی که داشتم یه دختر بچه ۶ ساله را خاک میکردم همش گریه میکرد و میگفت اقا ترو به خدا منو خاک نکن من زنده ام .

۸۰۷- یه بار یه ترکه تویه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود ترکه.

۸۰۸- پیکانه بنزین سوپر میزنه.. ترمز دستیش نمی خوابه!!!!!!! (از بعضی جک ها نمی شه گذشت)

۸۰۹- ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ...

۸۱۰- ترکه به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.

۸۱۱- ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمیپریده میگفته :احترام به همنوع واجب است.

۸۱۲- ترکها واسه همدردی با زلزله زدگان بم همه خانه هایشان را خراب میکنند.

۸۱۳- یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلاصه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟

۸۱۴- ترکه زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره ترکه هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟

۸۱۵- یه روز ترکه تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟ ترکه میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟

۸۱۶- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!

۸۱۷- کیانوش داشته نماز میخونده میره قنوت بعد میگه " ربنا آتنا فی الدنیا ...." یه دفعه سحرناز میگه : ها ای آتنا کی بیده؟؟

۸۱۸- اطلاعیه !!! پرزیدنت بوش ۱۰٪ قیمت شیر را افزایش داد ! ازش پرسیدند چرا ؟ گفت به خاطر حمایت از گاو هایی که از من حمایت کردند.

۸۱۹- به ترکه میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید


 
یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1384
جوکهای آخر سال
 
 
۷۹۱- یه یارو میره زیر غلطک، ترکه میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریک. ترکه میگه: حالا دیگه صاف وپهنه!!
 
 
۷۹۲-ترکه با کُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه کت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!!
 
 
۷۹۳- یک بار به یک ترکی می گن 2×2 چند میشه؟ میگه5 تا!!! میپرسن چرا 5تا؟ می گه والا علم پیشرفت کرده!!
 
 
۷۹۴- به ترکه میگن با توکیو جمله بساز، میگه: من خدیجه رو دوست دارم توکیو؟!!
 
 سلام
 
۷۹۵- ترکه سیاهپوش میآد اداره میگن چی شده؟ میگه بابام مرده. بهش می گن پس چرا صورتت زخمی شده؟ میگه آخه وقتی قبرش می کردم مقاومت می کرد!!!!!
 
 
۷۹۶- دو تا ترک تو سازمان فضائی ناسا کار میکردن . هر روز میرفتن کافی شاپ و به گارسون میگفتن قهوه ترک داری گارسون هم میگفته نخیر نداریم خلاصه چند بار این موضوع تکرار میشه تا گارسون صبرش تموم میشه یه روز که میان و میگن که قهوه ترک داری گارسون میگه بله داریم بنشینید تا براتون بیارم بعد هم میره و تو قهوه سوخت موشک میریزه میاره میزاره جلو ترکا اونها هم با به به و چه چه میخورن و میرن نصف شب تلفن یکیشون زنگ میزنه گوشی رو بر میداره میگه: ها بفرما دومی میگه : الو اوروج خودتی اولی میگه ها بیوک توئی چیکار داری دومی میگه : ببینم اوروج دور چشات قرمز نشده اولی میگه: ها چرا قرمز شده دومی میگه : ببینم شیکمت باد نچرده . اولی میگه : چرا چرا باد چرده. دومی میگه : هــی نچسی ها من سنگاپورم.
 
۷۹۷-ترکه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خیلی بود!!!
 
 
۷۹۸- ترکه سوار یه خره عکس میگیره. عکس رو میفرسته برای مادرش،‌ زیر عکسه مینویسه: «سلام بر ننم،‌ بالایی منم
 
 
۷۹۹- ترکه سر مرز یه عراقیه رو اسیر میگیره. همینجور که داشته میبردتش، یه دفعه یه خمپاره میخوره بغلشون دست عراقیه کنده میشه. عراقیه میگه: بگذار من این دستمو بندازم تو کشور خودم. ترکه دلش می‌سوزه، میگه باشه. یکم دیگه میرن، دوباره یه خمپاره میخوره اون یکی دست عراقیه هم کنده میشه. باز عراقیه میگه بگذار من این دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، ترکه هم میگه باشه. بعد یه ترکش دیگه میخوره پای عراقیه هم کنده میشه، ورش میداره میندازه اونور مرز. یه دفعه ترکه تفنگ رو میذاره روشقیقه یارو میگه: هوی! فکر نکن من ترکم نمیفهمم، کم‌کم داری فرار میکنی‌ها!!!
 
 

 
چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1384
توضیح

دوستان عزیز دراین وب قصد توهین به هیچ قوم یا ملیتی نیست

و فقط برای ایجاد یک لبخند تلاش میشود

در هر صورت اگر به هر عنوان کسی احساس میکند که به او توهین شده از او پوزش می طلبیم

موفق باشید.

بیتا

 


 
سه شنبه 18 بهمن ماه سال 1384
سلام
فعلا از جوک تا بعد از ایام محرم معذورم

   1      2      3      4      5      6      7    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 186804


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها